با درود
من شاعری را نیافته ام که دو بار عاشق شده باشد
مگر عاشق شدن وجود دارد
شدن یعنی چی
شدن یعنی نبودن
شدن یعنی خواستن
عشق که نمی شود خواسته شود
عشق فقط بودن است
پس من بر آنم که یکبار عاشق شدن هم وجود ندارد
عشق به قالب واژه ها در نمی آید
میشکند
آنچه با واژه ها اصرار شوند
آنکه دیگری را برای خود میخواهد از عاشق شدن برای طفره
رفتن از زندگی کردن استقاده میکند
اما آنکه دیگری را برای خودش میخواهد با عاشق بودن زندگی
کردن را نوید میدهد
همانگونه که برای ما خواستنها در کنار بخشیدنها مهم است
تاریکیها هم به اندازه روشنیها مهم است
تنهائی یک حرف ساده دارد
آن حرف پلشتی نیست
آسمان یک حرف ساده دارد
آن حرف بلا نیست
دریا
پنچره
زندگی
همه یک حرف ساده دارند
و آن هم دوست داشتن است
هر که دوست میدارد
میداند که چگونه زندگی کردن است
گفتنی کم نیست
من و تو کم گفته ایم
ای دوست
ای باران
ای رنگین کمان
ای همه چیز
آنکه دوست میدارد خود می پیماید پس هیچوقت نگوئیم
ای مسافر بیا ، ای یار بیا
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/09/24ساعت 21:39  توسط مهسیما
|
مجنون هنگام راه رفتن کسي را به جز ليلي
نمي ديد روزي شخصي در حال نماز خواندن
در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود
از بين او و مهرش عبور کرد مرد نمازش را قطع
کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله
انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق
ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي
چگونه ديدي که من بين تو و خدايت فاصله انداختم ؟
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/05/01ساعت 16:25  توسط مهسیما
|
زندگی یعنی تکاپو ، زندگی یعنی هیاهو
زندگی یعنی شب نو ، روز نو ، اندیشه نو
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/05/01ساعت 16:20  توسط مهسیما
|
تا نفس باقیست انتظارت می کشم
در زمستان حسرت باغ و بهارت می کشم
ناز چندین ساله چشم خمارت می کشم
+ نوشته شده در جمعه
1387/04/28ساعت 9:32  توسط مهسیما
|
زندگی عشق است عشق افسانه نیست
آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست
عشق آن نیست که کنارش باشی
عشق آن است که بیادش باشی
+ نوشته شده در جمعه
1387/04/28ساعت 9:30  توسط مهسیما
|
آی عاشقای بی گناه ما همه زرد و بی کسیم ،
تنهاییم عین آسمون آواره ایم عین نسیم ،
ما هم باید یاد بگیریم که مثل مجنون بزرگ
عاشق هر کسی بشیم آخر بهش نمی رسیم .
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/04/03ساعت 0:38  توسط مهسیما
|
برخی افراد قدم به زندگی ما می گذارند و
بعد به سرعت فراموش می شوند برخی
نیز لحظه ای می مانند اما اثر پایشان برای
همیشه بر قلب ما حک می شود .
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/04/03ساعت 0:32  توسط مهسیما
|
شوخي شوخي به من خنديدي ولي من جدي جدي
گرفتارت شدم تو شايد شوخي شوخي منو
فراموش كني ولي من بي تو جدي جدي ميميرم
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/03/13ساعت 22:40  توسط مهسیما
|
تمام شب برای تسکین روحم به سیاهی آسمان
خیره می شوم شاید چشمک ستارگان پیراهنش
از تاریکی قلبم نجاتم دهد. تمام شب برای ستایش
سکوت گوش به آوای شبنم می سپارم .تمام شب
برای پرستش پاکی به زیر باران می روم تا از
برخورد قطراتش بر کویر صورتم رنگی دوباره
بگیرم.تمام شب به خود شب غبطه می خورم. به
سکوتش به سیاهی اش به زیباییش به عشق پاکش
و به عاشق بودنش ...پروانه تمام شب برای خواباندن
فرزندش لالایی می خواند و من من تمام شب به
نغمه خوانی اش گوش فرا می دهم و گل آهسته
آهسته به خواب می رود...و من آهسته آهسته صدای
شکسته شدن عشق را می شنوم و اینجا پایان تازه
شدن است
+ نوشته شده در جمعه
1387/03/10ساعت 11:39  توسط مهسیما
|
امشب درسر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
امشب یک سر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم
از شادی پرگیرم که رسم به فلک
سرود هستی خوانم در برحور وملک
درآسمانها غوغا فکنم
سبو بریزم ساغر شکنم
امشب یک سر شوق وشورم
از این عالم گویی دورم
با ماه و پروین سخنی گویم
و از روی مه خود اثری جویم
جان یابم ز این شبها
ماه و زهره را به تنم آرم
از خود بی خبرم
ز شعف دا رم نغمه ای بر لبها
+ نوشته شده در جمعه
1387/03/10ساعت 11:30  توسط مهسیما
|
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا
نيست ... تنهايي را دوست دارم
زيرا عشق دروغي در آن نيست ...
تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم
... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند
هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم
زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار
خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان
خواهم کرد
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/03/09ساعت 22:52  توسط مهسیما
|
سردی این نگاه بشناس
فاصله سزای ما نیست
تو بدون واسه همیشه
این جدایی حق ما نیست
خوندن من یه ترانه است
یه سرود عاشقانه است
من برات ترانه میگم
تا بدونی که باهاتم
توخودت دلیله بودنم
بی تو شب سحر نمیشه
میمیرم بی تو من عشقت رو
به هم دنیا نمیدم
حتی یادتو به کوه دریا نمیدم
با تو می مونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم
واست میمیرم جواب دنیا را میدم
با تو میمونم واسه همیشه
من عشقت رو به همه دنیا نمیدم
حتی یادتو کوه و دریا نمیدم
با تو میمونم واسه همیشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم
توی تنهایام فقط به تو فکر می کنم
با تو می مونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم
واست میمیرم جواب دنیا رو میدم
باتو می مونم واسه همیشه
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/03/09ساعت 22:48  توسط مهسیما
|
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/03/05ساعت 0:10  توسط مهسیما
|
اگر يه روز يه نفر يهت گفت:دوست داره
سعي نكن كه بهش بگي دوسش داري. اگه
گفت عاشقته سعي نكن عاشقش بشي . اگه
بهت گفت كه تموم زندگيشي سعي نكن
تموم زندگيت بشه...چون يه روز مياد كه
اون بهت مي گه ازت متنفره و تو نمي توني
از اون متنفر باشي...
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/03/05ساعت 0:3  توسط مهسیما
|
یک روز شاید همراه پرواز پرستوی عاشقی
واژه لبخند به سرزمین سوخته من بازگردد
و امیدکوبه در را بفشارد!!
وسپیدی جای تمام این سیاهی ها را پر کند
آنروز من بر مردگان نیز سیاه نخواهم پوشید
حتی بر عزیزترینشان
+ نوشته شده در شنبه
1387/03/04ساعت 23:57  توسط مهسیما
|
پازل دل يكي رو بهم زدن هنر نيست هر وقت
با تيكه هاي شكسته دل يك نفر ، يك پازل
جديد براش ساختي هنر كردي
+ نوشته شده در جمعه
1387/03/03ساعت 13:15  توسط مهسیما
|
یا رب دل دوستان پر از غم نکنی ،
با تیر قضاوت قامت ما خم نکنی ،
ای چرخ تو یک موی زتن دوست ما کم نکنی .
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/02/31ساعت 23:9  توسط مهسیما
|
آرزوهایت را یک جا یادداشت کن و یکی از
خدا بخواه خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره
چیزی رو که امروز داری دیروزت بوده .
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/02/29ساعت 23:12  توسط مهسیما
|
پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت
من و مای نکنیم یادمان باشد اگر شاخه گلی را
چیدیم وقت پرپر شدنش سازنوایی نکنیم!
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/02/29ساعت 23:10  توسط مهسیما
|
السّلام علیک یا بن فاطمة سیّدة نساء العالمین
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/02/29ساعت 23:8  توسط مهسیما
|
صدا کن مرا که صدایت زیباترین نوای عالم است
صدا کن مرا که صدایت قلب شکسته ام را تسکین
میدهد صدا کن مرا تا بدانم که هنوز از یاد نبرده ای
مرا نشسته ام تا شاید صدایم کنی صدایم کنی و
محبت بی دریقت را نثارم کنی
+ نوشته شده در جمعه
1387/02/27ساعت 21:59  توسط مهسیما
|
باز در كلبه ي عشق ، عكس تو مرا ابري كرد.عكس
تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد.
+ نوشته شده در جمعه
1387/02/27ساعت 21:51  توسط مهسیما
|
بشنو از ني چون شكايت ميكند از جداييها حكايت ميكند
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/02/26ساعت 23:46  توسط مهسیما
|
چه سخت است د رمیان جمع بودن ولی در
گوشه ای تنها نشستن به رسم دوستی دستی
فشردن ولی با هرسخن قلبی شکستن ؟ به
چشم دیگران چون کوه بودن ولی در چشم
خود آرام گریستن ؟
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/02/26ساعت 23:17  توسط مهسیما
|
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی
نغمه خود خواند و از صحنه رود پیوسته به
جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/02/26ساعت 23:13  توسط مهسیما
|
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر
بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم
نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده
به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در
تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/02/25ساعت 22:3  توسط مهسیما
|
هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/02/24ساعت 22:53  توسط مهسیما
|
امروز به پایان میرسد من نمیگویم
فردا روز دیگری است فقط میگویم
تو روز دیگری هستی تو فردایی همانی
که باید به خاطرش زنده بمانم
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/02/23ساعت 23:9  توسط مهسیما
|
غرور هديه شيطان است و عشق هديه خداوند،
و ما هديه شيطان را بهم مي دهيم ولي هديه خداوند
را از يکديگر پنهان مي کنيم
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/02/23ساعت 21:51  توسط مهسیما
|
عشق زماني است كه درست مثل
روزهاي بچگي روي جدول پياده رو ،
راه بروي و بي دليل بخندي
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/02/23ساعت 21:50  توسط مهسیما
|